Farideh Shirjian فریده شیرژیان

معرفی دو کارگاه آموزشی

مبتنی بر عکس

چگونه از طریق عکس های مستند اجتماعی و عکس های خانوادگی کودکان را به نوشتن بر اساس واقعیت تشویق کنیم؟

 

عکاس:علی حامد حق دوست -

صدای تصویر

امروز،درصد بالایی از کتابهای تالیفی ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی کودکان ایران منتج از خیال نویسنده،از زبان حیوانات یا مبتنی بر افسانه ها و اسطوره هاست،کمترشاهد شخصیت های واقعی،رویدادهای واقعی،مکانهای واقعی،واقعیت جامعه و جهان معاصر در این دو گونه ی ادبی هستیم.از سوی دیگر به دلیل نبود ارتباط  میان نویسنده و کودکان،صدای کودکان کمتر در ادبیات ما شنیده می شود.همچنین بیشتر فعالیتها در مراکز فرهنگی - آموزشی ما در جهت ترویج خواندن است و به ندرت  به ترویج نوشتن توسط کودک منتهی می شود.

 برای رفع این کمبود یکی از بهترین راه ها،بهره گیری از عکسهای مستند اجتماعی است.اما چگونه می توان کودکان را با عکسهای مستند اجتماعی آشنا و برای نوشتن از آنها الهام گرفت؟پاسخ به این سوال سبب طراحی یک کارگاه آموزشی به نام "صدای تصویر" شد.

بیست عکس مستند اجتماعی با محوریت شخصیت کودک از بیست عکاس ایرانی برای ده شاگرد ده تا دوازده سال کارگاه انتخاب شد تا او با برگزیدن یکی از عکسها و تحلیل آن،از زبان کودک در تصویر مونولوگ بنویسد.این جا،کودکی صدای کودک دیگر می شود.آیا می توان میان این مونولوگها ارتباطی برقرار کرد برای آن که به چینشی معنادار رسید؟ پاسخ به این سوال منوط به برگزاری چنین کارگاهی است که کرونا از آن جلوگیری کرد.

 

قصه گویی با عکس های خانوادگی

عکس های خانوادگی -

چگونه با عکس های خانوادگی قصه بگوییم؟

پروژه ای که بر دو فعالیت مهیج و پرکشش استوار است: قصه گفتن و عکس دیدن،دو فعالیتی که برای تشویق کودکان به مشارکت ، تفکر و خلاقیت محرکهایی موثر و قدرتمند هستند.

هرعکس خانوادگی داستانی را روایت می کند و مجموعه آن هر چه غنی تر باشد می تواند وجوه گوناگون تاریخچه خانواده را نمایان سازد و خاطرات جمعی را بیدارکند.این داستانهای تک تصویری برای بزرگسالان جذاب،خاطره انگیز و حامل حس نوستالژیاست اما برای کودکان که چون عرفا در لحظه زندگی می کنند و گذشته و آینده برای آنها مفاهیمی گنگ است چگونه می تواند جلوه کند؟

این،تمرینی است برای رسیدن به تصاویری با داستان هایی عمیق تر و معنادارتر.تصاویری که قبلا گرفته شده حالا پس از سالها آبستن قصه هایی است.

عکس ها و داستانها دارای عناصر مشترکند مانند:شخصیت،زمان و مکان،فضا و اتمسفر،روایت ها،نشانه ها و سمبل ها،ایده ها و موضوع ها.

همه عناصر موجود در تصویر،یا جامانده از ثبت در تصویر،سرنخ هایی برای ساخت قصه اند.گاهی عکسی را انتخاب می کنید که عضوی از خانواده در کادر تنهاست.گاهی برعکس،این عکس دسته جمعی است که رازهای بیشتری را بر ملا می کند.گاهی قاب بندی عکس،شما را به یک مفهوم راهنماست گاهی حس و حال عکس،شما را تشویق به مکث بر آن می کند.به تعداد آدمهای در تصویر،در آن تصویر قصه هست که می توانند همدیگر را تایید،تکمیل یا تحریف کنند.آیا عکسهای خانوادگی ما که در گذشته در کسری از ثانیه گرفته شده اند می توانند اشاراتی به آینده ما باشند و به عنوان استعاره عمل کنند؟آن عکسی که شما را تکان می دهد دریچه ای به گذشته شماست که به نحوی آشکارا به زمان حال شما متصل است،چرا این عکس با شما چنین می کند؟روابط آدمها چگونه خود را در عکس نشان می دهد؟مادر دست بر شانه ات انداخته یا تو گوشه ی چادرش را سفت در مشت گرفته ای؟یکی از ویژگی های ممتاز برای یک عکس خانوادگی آیده ال عکسی است که ارجاعات آن گسترده بوده و جغرافیا،آداب و رسوم یا حس و حال دوره ای تاریخی را در کنار شخصیت های اصلی قصه که اعضای خانواده اند،معرفی کند.در قاب چه می بینیم؟پیش زمینه و پس زمینه ی آن؟قبل و بعد این عکس چه عکسهایی می توانست گرفته شود؟چه کسانی در عکس نیستند؟این پرسش ها می توانند خلاء های موجود در تصاویر را برای تقویت روایتگری ما پر کنند. حالات چهره و بدن،مدل مو و لباسها و ماشین ها،اشیاء و چیدمان وسایل اتاق ها،گلدانهای طبیعی یا مصنوعی،زیورالات، نکاتی است که در روایت نیاز به توجه دارند.عکس بخشی از دنیای روزمره سوژه را به تصویر می کشد،او لحظات زندگی اش را چگونه با ما یا بی ما یا برای ما گذرانده؟برای رسیدن به قصه ی عکسی شاید نیاز باشد از اقوام در مورد آن کنجکاوی کنید.نسخه ی چاپی عکسی که شکسته،پاره شده،سوخته شده،بریده شده،غذا روی آن ریخته شده،با خودکار خط خطی شده،در لابلای صفحات کتابی پنهان شده،حتما داستانی برای فاش شدن دارد.اگرقادر به چیدمان عکسهای خانوادگی در قالب یک یا چند مجموعه نیستیم و با تک عکسهایی روبروییم،باید به قدر کافی جذاب باشند که ما را به درون خود کشیده یا ما آنها را به امروز متصل کنیم.عکسی که بیننده را به خروج از کادر خود دعوت می کند مستعد روایت سازی است،ازواقعیت مهمی حرف می زند که خود توانسته تنها بخش کوچکی از آن را ثبت کند.آیا عکسهایی هستند که به دلیل رفتن پدر یا مادر یا نبود فرزند از آلبوم خانوادگی حذف شده اند؟یا برعکس با نبود آنها،عکسهایی موجود است که با نشانه هایی،یادشان در عکس پررنگ شده است. ...

تصویری از یک خانواده ایرانی 1310ش،پدر درگذشته به واسطه ی کلاهش در عکس حضور دارد -

گام اول

از کودک بخواهید از آلبوم خانوادگی خود،یکی از عکسها را انتخاب کند و شخصیت(ها)،زمان،مکان،موضوع،حس و حال عکس را شرح دهد و بر نقطه عطف و جزییات عکس تمرکز کند.بعد،او را با چندین سوال،بیشتر درگیر موضوع بحث کنید.برای مثال:چرا این عکس؟عکاس اش که بوده؟خودش در عکس حضور دارد؟اگر در هنگام گرفتن عکس امکان دخالت داشت چه تغییری در عکس می داد؟آیا با این تغییر،داستان عکس متفاوت می شد؟اگرعکس سیاه سفید یا رنگی شود تفاوتی در داستان عکس پدید می آید؟اگر قرار باشد عکس را کراپ کند چه بخشی را حذف می کند؟

بدیهی است این تمرین اگر به صورت گروهی انجام گیرد به تعداد بچه ها،عکس دیده می شود و تنوع تصاویر و گفت و گو ها به فرایند تولید،ابعاد تازه ای می بخشد.این گام،پیش نیازی برای ورود به فعالیت اصلی(گام دوم و سوم) است.

گام دوم

مربی عکسهای خانوادگی خود را نشان می دهد،یک مدل عملی از آن چه در صدد آموزش آن است.این مشارکت دوسویه در طرح مباحث خانوادگی،اعتماد را افزایش می دهد.مربی از طریق نمایش عکسها و داستان آنها مباحث نظری که در پاراگراف بالا به آنها اشاره شد را به طور عملی آموزش می دهد.

گام سوم

از کودک بخواهید چند عکس خانوادگی(حداقل سه،حداکثر پنج عکس)را بر اساس ترتیب زمانی یا حلقه ای فرضی که آنها را می تواند به هم پیوند دهد کنار هم بچیند و داستان هر عکس را مکتوب کند.این که انتخاب و تمرکز کودک بر چه رویداد یا شخصیتی است جذاب است.

کودک بر اساس آن چه آموخته دست به تجربه می زند و خروجی تلاش خود را نمایش داده به بحث می گذارد.اثر او جهت درک بهتر هدف پروژه،تحلیل و نقد و اصلاح می شود تا به نسخه نهایی منتج گردد.

بدیهی است کودک برای دسترسی به عکسهای خانوادگی و کسب اطلاع از هر یک از آنها جهت انتخاب و پرداخت قصه از والدین خود مدد می گیرد،اتفاق خوشایندی است زیرا افراد درگیر در این پروژه را افزایش می دهد،گویی کودک،سفیری از کارگاه است که سبب می شود فرصتی فراهم آید خانواده بار دیگر در آیینه ی عکسها به گذشته و اکنون خود بنگرد.

هر مربی با برگزاری این کارگاه به تجارب جدیدی دست خواهد یافت که می تواند آنها را به مباحث نظری قبلی اضافه کرده،آن را غنی کند.پروژه موفق پروژه ای است که پیوسته میان نظر و عمل در حرکت است.